تقابل مرگ و زندگی با روایتی مشاهده‌گر

مستند «کوروش» چندی پیش در نوزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های مستند ایران (سینماحقیقت) به نمایش درآمد. این فیلم به کارگردانی سپیده سپهی در بخش مسابقه نیمه‌بلند ملی روی پرده رفت؛ روایتی از قصه زندگی کوروش، نوجوانی ۱۴ ــ ۱۳ساله که با مشکل نارسایی قلبی مواجه است و در کنار تعداد دیگری از هم‌سن‌وسال‌هایش در بیمارستان بستری است و در نوبت پیوند قلب.
کد خبر: ۱۵۳۸۲۱۴
نویسنده زهره عبدالرحیم | نویسنده و منتقد

 
مستند کوروش نمونه‌ای واقعی ازروایت درسینمای مستند به نظررسید؛بااصالت ووفاداربه سبک سینما وریته‌. در روزگاری که بسیاری از کارگردان‌ها از طریق دخالت در جابه‌جایی عناصر فیلم سعی دارند با استفاده از ترفند‌های ساختگی و کنترل‌شده، ادعا کنند سینمای بی‌واسطه را به تصویر کشیده‌اند. این فیلم توانست دربازنمایی رویدادی طبیعی، گویای واقعیتی حقیقی باشد و ۶۰دقیقه با موضوعی تکان‌دهنده و واکنش‌برانگیز تماشاگر را مجذوب کند.
فیلم‌های جشنواره نوزدهم همانند چند جشنواره پیشین از تنوع موضوعی خوبی برخوردار بودند، با این توضیح که همچنان در اغلب آثار پرداختن به زندگی اقشار دردمند و کم‌توان دیده می‌شدند. حال این‌که مستندساز با چه رویکردی سراغ این‌دست موضوعات می‌رود و سعی دارد گرفتاری‌هایی که گریبانگیر طبقه فرودست جامعه است را دنبال کند جای پرسش دارد.فیلم‌های مستند معمولا توسط جامعه الیت و فرهیخته ساخته می‌شود و هم آنها به تماشای این فیلم‌ها می‌نشینند، اما محوریت در فیلم‌ها با کسانی است که دردمندند و قرار بوده هنرمند از محنت آنان بی‌غم نباشد. این درحالی‌است که تاثیرگذاری باید روی طیف گسترده‌ای از توده مردم (که اتفاقا از تماشای این آثار بی‌بهره‌اند!) رخ دهد.
حال آن‌که آیا بازنمایی و بازآفرینی زندگی طبقات اجتماعی آسیب‌دیده و رنج‌کشیده صرفا قابلیت سوژه‌شدن در فیلم‌های مستند دارد و چون با جاذبه دراماتیک همراه است اغلب فیلمسازان به سمت آن می‌روند یا لازم است پس از تولید این‌دست فیلم‌ها بستر مناسبی فراهم شود تا توده مردم هم بتوانند آثار تولیدی را ببینند؟ اگر بنا بر انتقال پیام، همذات‌پنداری و تغییر نگرش باشد، تاثیرپذیری و کنشگری مهم‌ترین هدف مستندسازی است و این در صورتی محقق می‌شود که ابتدا امکان تماشای آثار در سطح عمومی فراهم‌آید. 
اما این‌که فیلمساز پس از پایان کارش تا چه حد به این هدف والا نزدیک شده اصل مهمی است که باید گفت سپیده سپهی در مستند خود موفق ظاهر شد. کوروش نه‌فقط به‌مثابه نمایشی رقت‌بار و تامل‌برانگیز تماشاگر را ملتهب می‌سازد، بلکه در راستای رسالت انسانی و پیام‌آور خود نیز به‌درستی عمل کرده است؛ یعنی به‌سرعت کنشگری را در مخاطب برمی‌انگیزد. نقطه‌قوت در خط داستانی، تصویربرداری، کارگردانی و تدوین است. ساختار ومضمونی همگراکه بیانگر یک پیام ارزشمند و کامل است؛ اهدای عضو برای تولدی دوباره.
کوروش به همراه پدر و مادر خود از لرستان به تهران آمده و در بیمارستان قلب رجایی بستری شده است. دکتر محمد مهدوی، جراح پیوند قلب با خوش‌زبانی‌های شاعرانه‌ای که دارد با دیگر شخصیت‌ها پیوندی ارگانیک برقرار می‌کند و صریح و بی‌پروا ــ شاید به اقتضای شغلش ــ واقعیت‌هایی را در تار و پود روایت می‌گنجاند. حتی گاهی مخاطب به‌شدت نگران می‌شود که مبادا به کسی بربخورد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها